سینما را نمیشود تعطیل کرد؛ چرا تحریم جشنواره فیلم فجر به بنبست رسید؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، جشنواره فیلم فجر، بیش از چهار دهه است که بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور، نقش محوری در معرفی آثار، جریانها و چهرههای سینمای ایران ایفا میکند. با این حال، در سالهایی که جامعه با بحرانهای اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی مواجه بوده، این رویداد نیز ناگزیر به کانون مناقشهها کشیده شده است؛ مناقشهای که در سالهای اخیر اغلب با فراخوانهایی برای تحریم جشنواره همراه بوده است.
پاسخ دبیر جشنواره به تحریم؛ «از خانه بیرون میرویم و برنمیگردیم؟»
منوچهر شاهسواری، دبیر چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، در واکنش به این فضا، تحریم جشنواره را «بیمعنا» دانست و تأکید کرد:
«جشنواره فجر و سینما فرصتی برای همبستگی ملی است. تحریم جشنواره را نمیفهمم؛ یعنی ما از خانه بیرون میرویم و دیگر به خانه نمیرویم؟»
این تعبیر، بیش از یک جمله احساسی، ناظر به جایگاه جشنواره فجر بهعنوان «خانه سینماگران» است؛ خانهای که اختلافنظر، نقد و حتی اعتراض در آن معنا پیدا میکند، نه در ترک کامل آن.
فجر در دل بحران؛ استمرار بهجای تعطیلی
مرور تاریخ جشنواره فیلم فجر نشان میدهد که «برگزاری در بحران» یک استثنا نبوده، بلکه به بخشی از هویت این رویداد تبدیل شده است. جشنواره فجر در طول هشت سال جنگ تحمیلی، در سالهای التهاب سیاسی پس از ۱۳۸۸، در اعتراضات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ و حتی در دوران شیوع گسترده کرونا، هیچگاه متوقف نشد.
نخستین دوره جشنواره پس از انقلاب در سال ۱۳۶۱، همزمان با جنگ و در شرایط کمبود امکانات و ناامنی برگزار شد؛ دورهای که فیلمهایی از علی حاتمی، مسعود کیمیایی و بهرام بیضایی را روی پرده برد. از همان نقطه، «استمرار جشنواره» بهعنوان یک تصمیم فرهنگی تثبیت شد؛ تصمیمی که نشان میداد سینما، حتی در سختترین شرایط، نباید خاموش شود.
روز اول فجر ۴۴؛ شکست عملی پروژه تحریم
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر نیز در فضایی آغاز شد که همزمان با اعتراضات اقتصادی دیماه ۱۴۰۴، تلاش گستردهای برای القای تحریم جشنواره در جریان بود. اما آنچه در عمل رخ داد، تصویر متفاوتی را نشان داد.
حضور خبرنگاران و منتقدان در پردیس سینمایی ملت، صفهای تماشای فیلمها و حضور بازیگران فیلم «غوطهور» از جمله مهران غفوریان، محیا دهقانی و محسن قصابیان در اولین روز جشنواره، بهروشنی نشان داد که فضای واقعی سینما فاصله معناداری با فضای ملتهب رسانهای دارد.
این حضورها، نه بهعنوان یک کنش سیاسی، بلکه بهعنوان دفاع از «حق دیدهشدن سینما» و حفظ گفتوگوی فرهنگی قابل تحلیل است؛ گفتوگویی که با تهدید، توهین و فشار رسانهای خاموش نمیشود.
سینما، خانه همه؛ تحریم، حذف گفتوگو
واقعیت آن است که جشنواره فیلم فجر، نه ملک دولتهاست و نه ویترین چند چهره خاص. این رویداد، عرصهای برای طیف متنوعی از فیلمها، سلیقهها و نگاههاست؛ از پویانمایی «نگهبانان خورشید» تا آثار ملتهب اجتماعی و سیاسی.
تحریم جشنواره، در عمل بهجای اصلاح، به حذف صداها منجر میشود و میدان را از امکان نقد، گفتوگو و اثرگذاری تهی میکند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که این تحریمها، اغلب کوتاهمدت، رسانهای و فاقد نتیجه عملی بودهاند و پس از عبور از فضای التهاب، سینماگران دوباره به همین خانه بازگشتهاند.
جشنواره فیلم فجر، با همه ضعفها، نقدها و ناهماهنگیهای اجرایی، یک سرمایه فرهنگی است؛ سرمایهای که حفظ و اصلاح آن، تنها از مسیر حضور، نقد و مشارکت میگذرد، نه از راه تحریم.
سینما تعطیلشدنی نیست و تجربه تاریخی فجر نشان داده است که این رویداد، حتی در دل بحرانها، میتواند زنده بماند؛ به شرط آنکه «خانه سینما» را خالی نکنیم.